تبليغاتX
هستی ابن عربی


 

من رأی الله تعالی فی الأشیاء فقد استراح

(کسیکه الله تعالی را در اشیاء مشاهده کرد به تحقیق به راحتی رسیده است.)

ابن عربی. کتاب المعرفه

تبیین

انسان در مشاهده عالم همیشه خواهان دستیابی به کنه معارف اشیاست و نادانسته یا دانسته بسمت علت تحقق شیء و ظهور امر در حرکت است. غیر علمای بالله دیگران به علت ندانستن کنه مطلب همیشه از کون و هستی و امری بسوی کون و امری دیگر در حرکتند و خواهان این هستند که علم به کون دیگر می تواند آنها را بر سر مطلب آگاه سازد اما این تلاش پایانی ندارد و آگاهی دوباره عالم جدیدی را بر آنها گشوده می کند که عطش آنها را افزون می سازد. تا اینکه حقیقت امر بر آنها تجلی کند و موضوع را آنچنان که بر آن است بدانند و این نیست مگر علم بالله و مشاهده ظهور حق تعالی در اکوان.

 ابن عربی می گوید:                   

                          و ما ثم الا الله و الکون حادث                 و ما ثم الا الکون و الله ظاهر

                                     (ثم به فتح ثاء و فتح و تشدید میم بمعنی آنجا)

نیست اینجا مگر الله و اکوان حادث و از بین رفتنی هستند و نیست اینجا مگر اکوان و الله است که ظاهر شده است.

پس در این مرحله اکوان را٬ نابود شده و الله را ظاهر در آنها می بیند. اینجاست که بایزید گوید به مرحله ای رسیدم که همه را مرده دیدم و چهار تکبیر بر آنها زدم و اینجاست که انسان به آرامش می رسد و دیگر هر کونی از اکوان تجلی و ظهوری از جناب محبوب است وسر اشیاء بر او واضح شده و به راحتی رسیده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 18:46  توسط مهدی صدفی  | 



وقتی یک عشق آنطور که در مطلب قبلی گفته شد مرموز و لطیف و دور از دسترس باشد(الطف لطایف) چقدر رویت معشوق بر ابصار تحمل مرارت و چشم روشنی دارد.
شیخ در فتوحات می گوید: یکی از دوستان و مریدانم را داستانی است که  بنده ای را که از این دنیا رحلت گزیده در خواب مشاهده می کند و از اوضاع آنجا پرسجو می نماید؟ آن مرد از لذایذ زیبا آن جهانی برای او می گوید و در آخر میپرسد. آیا پروردگار خود را مشاهده کرده ای؟
و او با شرمندگی جواب میدهد؟

رویت پرودگار فقط مخصوص عارفان است؟!!
رویت پرودگار فقط مخصوص عارفان است؟!!

وای بر ما!!!

شیخ در آخر تاکید میکند که این مرد مرید ما شد تا ....

مساله رویت از عمیق ترین مسایل عرفانی و کلامی است که هر کسی تاب آن را ندارد و در کتب حدیثی ما رویت با ابصار انکار شده و مخصوص قلوب می باشد.

در حدیث است که پروردگارتان را رویت می کنید چون شب چهارده!!

دلم کباب  و چشمانم کور باد اگر ....

مگر میتوان لطیف ترین محبوب ها و معشوق ها را داشت و فقط به تصویر خیالی آنها بسنده کرد؟!!

چشمانم در هیجان است و خیره به جمال او....
نمی دانم درک می کنی رویت را....
نکند به آن دنیا بروی و منکر رویت باشی..!!!!

قرت بالنظر الی محبوبهم اعینهم

وا مصیبتا که فریاد میزنم و در خانه هیچ کس نه و می خواند و عبرت نمی گیرد!

تمام عمر نظربازی میکنم که هیچ او را از یاد نبرم!

"وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره"

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست

چرا انکار می کنی؟!!!

به زیبایی چشمان توست که چشمان آهوان و زیبا رویان را می پرستم و بخدا سوگند قبله من آنهاست؟!

چگونه پروردگاری که ندیده ام بپرستم!

دیده ای خواهم حجب سوراخ کن!!

آیا شده عاشق کسی باشی که ندیده باشی خیالت تصور کند و چشمانت آنقدر بنگرد به بیابان بیچیزی که از دیدنی ها مرده گردد.

دلم در آستانه پاره پاره شدن و چشمانم به دور از حدقه در بینهایت ها تو را می نگرد!!

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1385ساعت 18:2  توسط مهدی صدفی  | 



رویت حق تعالی

من رای الله تعالی فی الاشیاء فقد استراح

کسیکه الله تعالی را در اشیاء ببیند به تحقیق که به راحتی رسیده است.

ابن عربی، کتاب المعرفه

بازگشت به سخن امام علی(ع) که:

ما رايت شيئا الا رايت الله قبله و معه و بعده.

چيزى را نديدم جز اينكه خدا را پيش از آن و با آن و پس از آن رویت كردم


تاکید سه تن از علمای شیعه بر خدمت با یزید مر امام جعفر صادق(ع)

«و هو مما یدل علی علو شانهم (ای اولاد علی) ان افضل المشایخ هم ابو یزید البسطامی و کان سقاء فی دار جعفر الصادق(ع)»

«و آنچه که دلالت بر علو شان خاندان عصمت و طهارت دارد این است که افضل مشایخ بایزید بسطامی در خانه امام جعفر صادق علیه السلام سقایی می کرده است.»

منابع:

الاربعین فی اصول الدین، فخرالدین رازی

الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف، سید ابن طاووس

کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، علامه حلی

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 9:49  توسط مهدی صدفی  | 



وقتی یک عشق آنطور که در مطلب قبلی گفته شد مرموز و لطیف و دور از دسترس باشد(الطف لطایف) چقدر رویت معشوق بر ابصار تحمل مرارت و چشم روشنی دارد.
شیخ در فتوحات می گوید: یکی از دوستان و مریدانم را داستانی است که  بنده ای را که از این دنیا رحلت گزیده در خواب مشاهده می کند و از اوضاع آنجا پرسجو می نماید؟ آن مرد از لذایذ زیبا آن جهانی برای او می گوید و در آخر میپرسد. آیا پروردگار خود را مشاهده کرده ای؟
و او با شرمندگی جواب میدهد؟

رویت پرودگار فقط مخصوص عارفان است؟!!
رویت پرودگار فقط مخصوص عارفان است؟!!

وای بر ما!!!

شیخ در آخر تاکید میکند که این مرد مرید ما شد تا ....

مساله رویت از عمیق ترین مسایل عرفانی و کلامی است که هر کسی تاب آن را ندارد و در کتب حدیثی ما رویت با ابصار انکار شده و مخصوص قلوب می باشد.

در حدیث است که پروردگارتان را رویت می کنید چون شب چهارده!!

دلم کباب  و چشمانم کور باد اگر ....

مگر میتوان لطیف ترین محبوب ها و معشوق ها را داشت و فقط به تصویر خیالی آنها بسنده کرد؟!!

چشمانم در هیجان است و خیره به جمال او....
نمی دانم درک می کنی رویت را....
نکند به آن دنیا بروی و منکر رویت باشی..!!!!

قرت بالنظر الی محبوبهم اعینهم

وا مصیبتا که فریاد میزنم و در خانه هیچ کس نه و می خواند و عبرت نمی گیرد!

تمام عمر نظربازی میکنم که هیچ او را از یاد نبرم!

"وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره"

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست

چرا انکار می کنی؟!!!

به زیبایی چشمان توست که چشمان آهوان و زیبا رویان را می پرستم و بخدا سوگند قبله من آنهاست؟!

چگونه پروردگاری که ندیده ام بپرستم!

دیده ای خواهم حجب سوراخ کن!!

آیا شده عاشق کسی باشی که ندیده باشی خیالت تصور کند و چشمانت آنقدر بنگرد به بیابان بیچیزی که از دیدنی ها مرده گردد.

دلم در آستانه پاره پاره شدن و چشمانم به دور از حدقه در بینهایت ها تو را می نگرد!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 16:30  توسط مهدی صدفی  |