X
تبلیغات
هستی ابن عربی - ترجمان الاشواق ابن عربی در وصف نظام بانوی اصفهانی

                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

شیخ اکبر ابن عربی در سال ۵۹۸ (۳۸ سالگی) که در بین علماء و ادباء مکه حضور داشت با شیخ بزرگی بنام مکین الدین ابو شجاع اصفهانی آشنا می شود و او را از بزرگترین فضلای آن دیار می بیند. نزد او به شنیدن کتاب ترمذی در روایت مشغول می شود. در آنجا با خواهر او آشنا می گردد و طالب گرفتن حدیث و اجازه روایت از او می گردد اما خواهر شیخ بخاطر پیری و نزدیکی اجل اجازه روایت را به برادرش حواله می دهد.

« اما این شیخ را دختری بود باکره نازپروده و باریک میان که دیده را به بند می کشید و افسون می کرد. آراینده محافل و سرور بخش محاضر بود و مناظر را به تحیر وا می داشت. نامش نظام و لقبش عین الشمس و البهاء بود. عالمه و عابده و زاهده و مسبحه. شیخه حرمین و پرورده بلد امین. »

 شیخ اکبر در مقدمه کتاب ذخایر الاعلاق فی شرح ترجمان الاشواق که شرح غزلهای او برای نظام، بانوی اصفهانی است، اینچنین می گوید:

« گوشه نگاهش سحر می کرد و ظرافتی عراقی وش داشت. چون سخن را به درازا می کشید آن را جاری و چون کوتاه می نمود اعجاز می کرد. فصاحت که در کار می بست، آشکارا بود و چون نطق می کرد قس بن ساعده نالان. چون کرم می نمود معن بن زائده در عقب بود و چون سخن را ادا می کرد پرنده سموال گامهایش کوتاه. »

سپس ادامه می دهد:

« اگر نفوس ضعیف که بسوی امراض و کجی اغراض شتابانند نبود در شرح آنچه خداوند در خلقتش از حسن و خُلقتش چون گلستان انجام داده، عنان سخن را رها می کردم...

... و اوراست تلقین و نوازش ملائکه و همت و بلند طبعی شاهانه و ما در مصاحبت او کرامت ذاتش را با سخنانی که از عمه و پدرش نصیب گشت بهم درآمیختیم و در نظم خود در این کتاب با زبان نرم مغازله و عبارات پاک تغزلی بهترین آویزه ها را بگردن او آویختیم ولی با این همه آنچه روان بدان رسیده و انس آن را برانگیخته، از آن کرامت محبتش و عهد قدیمش و لطافت معنایش و طهارت منزلگاهش نرسیدیم.

چون او آرزو و دلخواه و دوشیزه عذرا است. ولیکن به نظم کشیدم خاطر اشتیاق را ازین ذخایر اعلاق. پس هر اسمی که در این جزء ذکر می کنم او در آن است و در هر خانه ای که اشکم روان است، خانه اوست و آنچه که به بند کشیدم در این جزء بر سبیل اشاره از واردات الهیه و تنزلات روحانیه و مناسبات علویه جدا نگشت که بر طریقه مثالی ما جاریست و آخرت از دنیا بهتر است. »

و شرح کرد این کتاب را شیخ اکبر بنا به درخواست بدر حبشی و اسماعیل ابن سودکین در طعن جماعتی از فقهای حلب بر طریقه او تا مقصود واضح و اسرار الهیه روشن گردد.

در جایی دیگر می گوید:

« شرح کردم آنچه به نظم کشیده بودم در مکه مشرفه از ابیات تغزلی در حال عمره ام که در رجب، شعبان و رمضان بود و بدو اشاره کردم بسوی معارف ربانی و انوار الهی و اسرار روحانی و علوم عقلی و تنبیهات شرعی و عبارت آن را بخاطر انس نفوس بدان به زبان غزل و تشبیب استوار کردم که انگیزه های شنیدن آن بسیار است و این زبان هر ادیب ظریف و روحانی لطیف است. »

بحول و قوه الهی بزودی شرح ۳ غزل از دیوان ترجمان الاشواق شیخ اکبر ابن عربی را شروع می کنیم.


برچسب‌ها: کتاب ها و گفته های ابن عربی, حب و نفس و زن
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 21:53 توسط مهدی صدفی |