نگاه پديدارشناختي به عرفان
بسم الله الرحمن الرحيم
تصميم گرفتم كه وبلاگ جديدي را راه اندازي كنم و در آن به بحث هاي فلسفي بپردازيم و موضوع آن هم بيشتر حول پديدارشناسي باشد.
يك موضوع تحقيقي هم انتخاب كردم كه به حول الهي بطور جدي بايد روي آن كار كنم و مختصري درباره اش توضيح مي دهم.
1. پدیدارشناسی کلاسیک هوسرل: بشخصه، حضوراً و شهوداً نحوه ادراک را تجربه کردن و سپس تعمیم آن بوسیله یک فرآیند بینا اذهانی. (خلاصه روش هوسرل در کتاب زمینه و زمانه پدیدارشناسی/سیاوش جمادی)
2. پدیدارشناسی مرلوپونتی: ادراک حسی ما از ابژهها، برخوردی صرفا انفعالی نیست بلکه یک برخورد فعال با ابژها و شرکت فعال در جهان است. (برگرفته از کتاب پدیدارشناسی ادراک حسی/مرلوپونتی)
3. پدیدارشناسی هرمنوتیکی هایدگر: پدیدارشناسی ناظر است به روش پژوهش در جهت اخذ مفاهیم از طریق شیوههای خاص توضیح و رفع پوشش از آنچه پوشیده است و از این رو پدیدارشناسی با هرمنوتیک همبسته است. (خلاصه روش پدیدارشناسی هرمنوتیکی هایدگر در کتاب زمینه و زمانه پدیدارشناسی)
4. بررسی پدیدارشناسی دین (تجربه مومنان): این روش پدیدارشناسی که خود از دو روش پدیدارشناسی کلاسیک و هرمنوتیک بهره جسته - موازی با این بحث است - از تجربه مومنان سخن گفته و ایمان را از حیث یک ادراک غیر عقلی و درونی-شهودی به بررسی نشسته است. (برگرفته از کتاب پدیدارشناسی دین/محمود خاتمی)
با استعانت از این 4 روش به بررسی ادراک حسی-شهودی از منظر ابنعربی در سه مرحله میپردازیم:
1. ادراک حسی؛
2. ادراک شهودی: که از سنخ ادراک حسی است ولی یک ادراک حسی متعالی یا استعلایی (فرارونده) است؛
3. اصالت ادراک شهودی از منظر ابنعربی: ابنعربی خود قایل است که حس بر عقل شرف دارد. او در رساله کلمه جلاله الله میگوید که معرفت به خدا ابتدایش علم است و غایت آن عین است و عینالیقین از علمالیقین شریفتر است. علم برای عقل و عین برای چشم است پس حس شریفتر از عقل است و عقل بسوی حس در تکاپوست. عالم شهادت مطلق ورای عالم غیب است و عالم غیب و عقل بسوی عالم شهود در حرکت و تکاپو برای رسیدن است.
سپس با محوریت روش بینا انفسی (intersubjectivity) هوسرل یا بودن در عالم هایدگر، شهود را از جنبه شخصی خارج کرده و آن را تعمیم دهیم.
در انتها، نظر بر این است که با اصالت ادراک حسی- شهودی و اعتباریت عقل، روشی را بنیان نهیم که با اتخاذ آن بحث برای اصالت وجود و اعتباریت ماهیت با نگاهی نو، هموار شود.
هدف اصلی این وبلاگ، آشنایی با نظرات شیخ اکبر نیست، با اینکه به بخشی اعظمی از آن می پردازد. بلکه هدف آشنایی با روح شیخ اکبر، با زبان و شیوه کسی است که مدتها شاگردی کلام او را کرده است. گویی می خواهد شیخ را در حدود مختلف متعین کند، تا کسی بی بهره نماند. اما تعین شیخ، از آن جهت که او را سزاست، در بند ذات اوست.