به حول و قوه الهی پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان " بررسی پدیدارشناختی اصالت حس در عرفان ابن عربی " آماده دفاع گردید. تاریخ برگزاری جلسه دفاعیه چهارشنبه 23 شهریور ساعت 10 در محل اتاق شورای دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد می باشد. به همین مناسبت قسمت تبیین موضوع پژوهش آن در زیر می آید:

پژوهش حاضر درصدد بررسي ادراك حسي از نظرگاه ابن‌عربي با روش پديدارشناسي است. روش پديدارشناسي با به‌كارگيري اصول خود، سوداي آن دارد كه بنيان‌هاي امر حسي را بررسي كند تا اصالت آن در ادراك را نشان دهد. سعي شده در اين پژوهش تأكيد ويژه‌اي بر روش پديدارشناسي هرمنوتيكي هايدگر بشود و براساس آن نحوه تقرب بي‌واسطه انسان به وجود بررسي شود.

ادراك حسي از مهم‌ترين ادراكات انساني است كه به خاطر سرشت عقلي فلسفه در فرهنگ ما اصولاً مورد بي‌مهري قرار گرفته است. اما با توجه به گشوده بودن بي‌واسطه اين ادراك با جهان خارج، نقشي محوري در فرآيند ادراك بازي مي‌كند. ادراك شهودي نوع متعالي ادراك حسي است كه بايد مورد بحث قرار گيرد و از مهم‌ترين كساني كه به تحليل زواياي ادراك شهودي پرداخته است و خود نيز از اين ادراك بهره‌هاي فراوان برده، محيي‌الدين ابن‌عربي است.

از طرفي ديگر روش پديدارشناختي با محوريت اصل بازگشت به خود اشيا در نظر دارد كه بدون هيچ تفسيري ذات شيء را برانگيزاند و مورد ادراك قرار دهد. در واقع پديدارشناسي حضوراً و شهوداً نحوه ادراك را تجربه كردن مي‌باشد. بنابراين هم از حيث روش و هم رهيافت با موضوع ما سنخيت دارد. به ديگر سخن، اين روش، با التفات به ذات سرآغازين اشيا و حركت به‌سوي آن‌ها مي‌آغازد تا آن‌ها پديدار شوند و از درون همين پديدارهاست كه ذات «حسي بودن» خود را به تدريج نشان مي‌دهد. به تعبير دقيق‌تر، تكيه بر روش پديدارشناسي هرمنوتيكي به منظور واكاوي ادراك حسي-شهودي در تقرب بي‌واسطه به وجود و چگونگي حضور و غياب آن مي‌باشد. غايت كاربست اين روش اين است كه با روي‌آوردن به ادراك عقلي به عنوان ادراك با واسطه يا ادراكي كه «چيزي را به‌جاي چيزي ديگر مي‌گيرد» زمينه‌اي را فراهم ‌كند تا در پيكار و ديالكتيك بين اين دو ادراك، ناپوشيدگي، باواسطه بودن و پرده‌پوشي عقل و بي‌واسطه و سره بودن به مثابه حيات زيسته «حس» در قرب و جوار وجود اشيا، بيش از پيش نمايان شود. 

جاي خرده‌گيري بود اگر بخواهيم از روش و متدولوژي عقلي براي بخش‌بندي اين پژوهش كمك گيريم به همين دليل از امكانات روش پديدارشناسي هرمنوتيكي كمك گرفتيم و محور تقسيمات خود را بر «زبان» گذاشتيم. اين نوع‌آوري ما در تقسيم زباني، هم با روح عرفان سازگاري بيشتري دارد و هم به فراخور پديدارشناسي هرمنوتيكي است.

از همين رو، خلاف عقل و منطق و به دليل وسعت وجود زباني كه پذيرنده تناقضات نيز مي‌باشد، بررسي «حس» در عرفان ابن‌عربي را در دو بخش تدارك ديديم:

در بخش اول از ادراكات انساني كه طريق تقرب به وجود هستند سخن گفتيم. اين انسان با زبان خود كه مناسبت تامي با وجود دارد مي‌تواند از هستي خود سخن گويد تا با ادراكي بي‌واسطه و سره گشوده به وجود حق تعالي باشد. زيرا در عالم تنها انسان است كه از عدم به وجود نيامده و هستي او ازلي و ابدي است و زبان گوياي حق تعالي مي‌باشد.

در بخش دوم به رخداد هستي اشاره مي‌شود. جايي كه با فروپاشي مناسبات انساني، زبان به سكوت دعوت مي‌شود. در اين‌جا، زبان پاي‌بست‌هاي وجودي خود را در تزلزل مي‌بيند و در آستانه عدم درنگ مي‌كند و مي‌ايستد.

بنابراين، طريقه ما در اين پژوهش، روش و رهيافت پديدارشناسي هرمنوتيكي در روي‌آورندگي به «حس» در گشوده‌ترين حالات او به هستي است.