یکی از دوستان هم وبلاگی که روانشناس است مطلبی را در مورد زمان نگاشته بود. من هم احساس کردم چیزی در حاشیه آن با نگاه خودم به زمان بنویسم. هر دو جالب است و هر دو در زیر می آید:

1. چین خوردگی در زمان:

من از قوانین فضا وزمان در هستی  از بعد فلسفی چیزی جز چند مقاله ساده ندیدم ونخواندم .

اما زمان را احساس میکنم . نوشته زیر در باره تجربیات شخصی ام است .

از وقتی توی فیزیک خواندم  روزهای تابستان بلندتر و روزهای زمستان کوتاهتر است یک سئوال داشتم مگه زمان براساس ثانیه ودقیقه شمارش نمیشود ؟

 که دبیر فیزیکم  گفت: نه؛ این دو باهم فرق دارد ؟؟

بعد فرمول  سنجش زمان را دیدم همه چیز حکایت از مقدار ثابت میکرد مگر شتاب جاذبه  زمین, که در مناطق مختلف فرق داشت .

ایا شتاب جاذبه زمین میتوانست ثانیه ها را  کشدار کند.ویا انرا سرعت ببخشد؟؟

مثل  زمان انتظار  برای دیدن یک دوست , (کنار بوفه توی ترمینال ), یا لحظاتی که برای رفتن به اتاق عمل اماده میشیم , ووقتی از خوشحالی تو پوست خود نمی گنجیم ....

تا اینجا زمان هست فقط کند یا تند در گذر است .

 

اما گاهی اصلا زمان احساس نمی شود . گویی زمان در ان متوقف شده ؛ایا این تجربه را هم داشتید ؟؟؟. که دقیقه وساعت با انکه صدای تیک وتاک را میشنوید از جلوی چشمتان عبور نکند ؟؟؟؟....

 

لحظاتی است که احساس نمی شوند گویی زمان در ان متوقف شده وشما جزارامش خیا ل وسکون چیزی راتجربه نمیکنید. و خوشی , سبکی , راحتی همراهتان است.

 مثل ابر احساس سبکی دارید وبی انکه شراب سرخ بنوشید احساس سر خوشی ...

به خودتان میگویید اوه..همه چیز مثل یک خواب خوب  توی یک رختخواب از پرناز است  ...

رویای شیرینی که نمیخواهید ازان بیدار شوید ..

یا مثل موسیقی که توی ماشین وقتی دارید  در جاده های سرسبز  شمال همراه با سرعت مطمئنه میروید ؛ میشنوید  وزمان عبور از کنار شهرهای کنار جاده از دست تان میرود.

ووقتی بیدار میشوید گویی تجربه ای داشتید در حد وفاصل دو زمان واقعی وزمینی !

""این خلا زمان را من  چین خوردگی در زمان مینامم""

در قانون نسبیت انیشتین آمده است . اگربتوان با سرعت نوربه فضارفت وسالها بعد به زمین برگشت متوجه میشویم که افراد با توجه به سن تقویمی تغیر چندانی نکرده اند ( در واقع پیر نشده اند .)

ظاهرا با تکنولوژی( فضا -هوا )فعلا چنین تجربه ای ممکن نیست .

اما به کرات در اطراف خود دیده ایم که افرادی با توجه به سن تقویمی ,سن سلولی شان پیر نشده است گویی زمان از انها عبور نکرده است .

من منکر بعد چهارم( زمان ) بر انسانها نیستم .وبه عینه ناظر ان بوده وهستم که ادمها درطول عمر خود زمانی را سپری میکنند ومعمولا کمابیش این مدت اثر خود را بر انها میگذارد .

 

ولی سئوال من این است چرا افراد ی هستند که با توجه به سن تقویمی ؛ چهره وظاهر وحتی اندامهای داخلیشان جوانتر از سن تقویمی است ؟؟!!

پاسخ من به این سئوال ان است که اینان توانسته اند از بعد زمان بگذرند و وارد چین خوردگی در زمان شوند .

انها اثر بعد زمان را بر خود کند وحتی لحظاتی متوقف کرده اند .وبه مقدار زمانی که درخود متوقف کرده اند در جسم خود اثر ان را نمایان میسازند .

برای همین است که بسته به اینکه چه میزان ذخیره زمانی دارند نسبت به سن خود جوانترند .

در واقع انها سفر به درون چین خوردگی زمان داشته اند .

2.چین شدگی از زمان

حیات ما در زمان است، حیات هستی نیز و چه بسا حیات الله (ان الله هو الوقت (الدهر)).

زمان آهنگ شدگی ماست. ما در زمان می شویم همانطور که در زبان می شویم.

متاسفانه سنجش زمان با ساعت و حتی سنجش تقویمی، مفهوم اصلی زمان را از بین برده است.

زمان ساعت دروغی است در این زمانه برای پیشبری کارهای ما.

و آن وقت زمان را حس می کنیم که عقربه های ساعت خفته باشند.

ساعت بی باطری زمان را بهتر، دقیقتر و اصیل تر نشان می دهد.

تکاپوی درون برای شدن است که زمان را می سازد.

زمان آنی است که به آن توجه شود.

زمان خود آن است.

آن کشنده...

زمان رخداد است.

ما در زمان رخ می دهیم و بدون زمان هیچ رخدادی نیست.

همانطور که وقایع و رخدادهای طبیعی در ساعت های تقویمی رخ می دهند، این انسان است که در زمان حقیقی و اصیل رخ می دهد.

فقط این زمان اصیل، حیات انسان را رقم می زند، یعنی سیر تطور هستی در شدنش را و بدینسان است که هستی اصیل در زمان اصیل رخ خواهد داد.

زمان آنی است که بر زمانمند می رود و زمانمند است که باقی است و جز زمانمند تمامی موجودات در سکون عدم سکونت دارند.