پاسخی به بزرگترین پرسشها
چندی پیش سوالی آمد و اشکالی شد از دوست الهی جالب دیدم پاسخی بگویم:
سوال:
سلام
اگر ممکن ذاتش فقره پس چطور با ذات بی نیاز مندک میشه؟
اگر وحدت وجود و موجود باشه در وحدت فنا بی معناست. تحصیل حاصل است.
؟
جواب:
سلام علیکم
دوست الهی
ممکن که ذاتش فقره و عدم برای او سزاواره و همیشه معدوم العین بوده و هست از جهت ذات چون اگر وجودی به ذات ممکن بیاراید این وجود با وجود حق دو گانگی می آورد.
اما واجب به او وجودی می دهد و واجب بالغیر می شود و این بهره از ذات او نیست. یعنی عدم الشی را نفی می کند و واجب بدو می گردد.
در وحدت وجود اگر بخواهیم فقط یک موجود را ببینیم که همینطور هم می باشد فنا بی مورد است چون غیری نیست که فانی شود و رسمی غیر رسم موجود حقیقی نیست. و حق با شماست اما فنا در اینجا نفی وجود ممکنی و صفات ممکن است که تخیل می کند برای آنها وجودی می باشد در حقیقت. همینطور که الان برای ما تکثرات حقیقی هستند اما بالحقیقه اینطور نیستند و درک آن بر عهده فانی می باشد.
در حقیقت فنا از صفات ممکن است وگرنه جایی شما شنیده اید که واجب را صفت فنا باشد. پس صفتی اعتباری است و در عالم حقایق فنایی نیست.
و بوجهک الباقی بعد فناء کل شیء
هدف اصلی این وبلاگ، آشنایی با نظرات شیخ اکبر نیست، با اینکه به بخشی اعظمی از آن می پردازد. بلکه هدف آشنایی با روح شیخ اکبر، با زبان و شیوه کسی است که مدتها شاگردی کلام او را کرده است. گویی می خواهد شیخ را در حدود مختلف متعین کند، تا کسی بی بهره نماند. اما تعین شیخ، از آن جهت که او را سزاست، در بند ذات اوست.