نیایش عدمی انسان در گرماگرم رمضان
دوست عزیزی پرسید:
سلام
در استانه ماه رمضان هستیم .
مثل همیشه هدیه ای گران قدر دریافت
کرده ام .(یک سئوال جالب :نیایش یک فیلسوف چه فرقی با مردم عادی دارد
؟؟)مدتها بود که به ان جسته وگریخته فکر میکردم . حالا کتاب نیایش فیلسوف
استاد دینانی به دستم رسیده وامید وارم سحر گاهان ان را بخوانم . شما هم
اگر دست نوشته ای میشناسید راهنمایی ام کنید
سلام.
ماه خوبي در پيش داشته باشيد. چيزي به خاطر ندارم.
و پس آن گفت:
سلام خود شما چگونه نیایش میکنید ؟براساس شریعتی که اموخته اید یا طریقتی که حصول کرده اید ویا راه سومی وجود دارد ؟
سلام علیک!
مساله همان راه سوم است که در خلال دو راه نخست و دوم گفتید. محال است که ما بر اساس شریعت نیایش کنیم بلکه نیایش همه ما آغشته به طریقتی است در ذیل آن رهسپاریم. من دوست دارم و بسیار دوست دارم نیایشم بر مبنای آن چیزی باشد که در مطالب ششگانه "عدم تحمل مواجهه با هستی" گفتم. واقعا در تعجبم که چگونه فیلسوف نیایش می کند. فیلسوف کارش علوم نظری است و بسته به جایگاه عقل می اندیشد، در حالی که نیایش کار قلب است و همه، یکسره، تجربیاتی زیسته است. تپش و دگرگونی قلب و رنگ باختن آن و عدم ثبوت در مساله ای همراهِ حیرانی و سرگردانی است که انسانی را به اتصالِ مبدا اعلی وا می دارد. نیایش با فقر و گناه ذاتی ما سازگار است. با بدکاری ما و عدم طهارت ما. طهارت ذاتی ما نشستن در آستان فقر و انکسار است. منعطف شدن و پی بردن که هیچیم و همه اوست. طهارت یعنی همه اوست و هر چه ماییم ناپاکیم ( ای سجودم چون وجودم ناسزا) بایسته است که ایستاد در برابر نیستی و کبر و غرور را به هر وجهی به دور انداخت. هیچ ثبوتی برای ما نیست مگر در عدم ما و هیچ وجودی برای ما نیست مگر رهسپاری به وطن اصلیش که عدم است و هیچ گزاره ی ثابت دست انداختنی در کار نیست. همه و همه تقلبات قلب است و پذیرش تجلیات الهی بر قلب که او را در هر تجلی بازشناسایی می کند. بله! امر ثابت اوست که هر آن به جلوه ای بر قلب وارد می شود و آن کسی را شایسته نیایش است که او را در تمامی صورش بشناسد.
آری! نیایش بازایستادن از تفکر و بازی های خیال و عقل مقید به فکر است و بازایستادن از وجودی که آغشته به من است و بازنشستن از هر کاری است که داریم. و چیزی نیست جز درایستادگی در آستان عدم و بی چیزی و تحمل درد مواجهه با آن و دست ورزی و قلب ورزی است که هر آن ما به تقرب می رساند، تقرب به جایگاهی که رنگ بازی ها همه ریخته باشد.
ر.ک: مسایل ششگانه "عدم تحمل مواجهه با هستی"
هدف اصلی این وبلاگ، آشنایی با نظرات شیخ اکبر نیست، با اینکه به بخشی اعظمی از آن می پردازد. بلکه هدف آشنایی با روح شیخ اکبر، با زبان و شیوه کسی است که مدتها شاگردی کلام او را کرده است. گویی می خواهد شیخ را در حدود مختلف متعین کند، تا کسی بی بهره نماند. اما تعین شیخ، از آن جهت که او را سزاست، در بند ذات اوست.