یادداشت فلسفی به بهانه انتخابات
یکی از مهمترین مسائلی که مدتهاست آه مرا درباره نفس خود و روح جامعه برانگیخته، نظرگاه انتزاعی ما در برخورد با خود و دیگران است. بنده بارها مشاهده کردم که انتزاعیاتی که آموختم، رهزن درک و تجربه عمیقی بوده که بایسته است به تجربه می آموختم. به همین خاطر است که عرفان اُمّی بایزیدها و خرقانی ها، همواره مورد ستایش بزرگان اهل الله بوده است. مقاله ای با نام "پدیدارشناسی زیست هنری به مثابه دین ورزی" نوشته ام که اشاراتی عرفانی در این باب آورده ام.
در مقابل نگرش انتزاعی، نگرش ملموس یا انضمامی است. در انتخابات پیش رو، جناب آقای دکتر جلیلی نماینده تفکر انتزاعی است که آموخته هایی نه چندان آزموده دارد. بنده دوست دارم جناب آقای دکتر قالیباف را نماینده تفکر انضمامی بنامم، زیرا او مرد عمل است و این را نشان داده است. شاید گمان کنید که بنده تفکر انضمامی را بر انتزاعی ترجیح می دهم. راستش هیچ کدامی بر دیگری ترجیح بالذات ندارد، اما باید گفته شود که طریق فلسفه و علم ورزی ما ایرانیان با تفکر انتزاعی خو گر بوده است؛ به همین خاطر بعضاً یافتنی های فلسفی و عرفانی که زمانی برای خود غوغا می کرده، اینک گاهی در نظر اهلش هم بافتنی می نماید. به همین خاطر تفکر انتزاعی ناآزموده هر چند نزد اهل نظر (فلسفه و علم ورزان) هنوز جایگاهی متعالی دارد، اما در عرصه علوم اجتماعی و سیاسی بایسته است به تفکر انضمامی توجه بیشتری شود.
خلاصه اینکه:
بنده قصد رأی دادن به جناب آقای دکتر جلیلی بزرگوار را نداشتم. اما وقتی دیدم در دقیقه 14 فیلم انتخاباتی ایشان که اصولاً گلچینی از نقاط مثبت و برجسته است، این گونه سخن گفتند، و جز چند رند اینترنتی آن هم بعد از پخش فیلم، متذکر نشدند، از دوستان طرفدار آقای دکتر جلیلی که در ولایتمداری آنان نیز شکی نیست و بارها خطابه های شیوای رهبری را شنیده اند، می پرسم: به چه دلیلی ایشان را حتی برای گفتگوی اتمی، فضلاً از ریاست جمهوری برحق می دانند؟
دقیقه 14:35 فیلم انتخاباتی:
پاسخ آقای جلیلی «این نیست که مثلا اگر در اینجا ما الان در این کشور هستیم شما ببینین تو این کشور مثلا اینها مثلا وزارت خونشون مثلا چی داره ما بگیم نه مثلا ما برعکسش داریم نه همینه دیگه بالاخره مثلا اون اقتضائاتش اینه.»
(نکته: اگر این جمله در فیلم انتخاباتی ایشان نمی آمد و فرضاً در یک بحث زنده شنیده می شد، اینقدر جای خرده گیری نبود.)
در مقابل نگرش انتزاعی، نگرش ملموس یا انضمامی است. در انتخابات پیش رو، جناب آقای دکتر جلیلی نماینده تفکر انتزاعی است که آموخته هایی نه چندان آزموده دارد. بنده دوست دارم جناب آقای دکتر قالیباف را نماینده تفکر انضمامی بنامم، زیرا او مرد عمل است و این را نشان داده است. شاید گمان کنید که بنده تفکر انضمامی را بر انتزاعی ترجیح می دهم. راستش هیچ کدامی بر دیگری ترجیح بالذات ندارد، اما باید گفته شود که طریق فلسفه و علم ورزی ما ایرانیان با تفکر انتزاعی خو گر بوده است؛ به همین خاطر بعضاً یافتنی های فلسفی و عرفانی که زمانی برای خود غوغا می کرده، اینک گاهی در نظر اهلش هم بافتنی می نماید. به همین خاطر تفکر انتزاعی ناآزموده هر چند نزد اهل نظر (فلسفه و علم ورزان) هنوز جایگاهی متعالی دارد، اما در عرصه علوم اجتماعی و سیاسی بایسته است به تفکر انضمامی توجه بیشتری شود.
خلاصه اینکه:
بنده قصد رأی دادن به جناب آقای دکتر جلیلی بزرگوار را نداشتم. اما وقتی دیدم در دقیقه 14 فیلم انتخاباتی ایشان که اصولاً گلچینی از نقاط مثبت و برجسته است، این گونه سخن گفتند، و جز چند رند اینترنتی آن هم بعد از پخش فیلم، متذکر نشدند، از دوستان طرفدار آقای دکتر جلیلی که در ولایتمداری آنان نیز شکی نیست و بارها خطابه های شیوای رهبری را شنیده اند، می پرسم: به چه دلیلی ایشان را حتی برای گفتگوی اتمی، فضلاً از ریاست جمهوری برحق می دانند؟
وقتی سخنرانی انتزاعی باشد، و از دل انضمامیات برنیاید،
تنها در گره های زبانی مدفون خواهد شد.
تنها در گره های زبانی مدفون خواهد شد.
دقیقه 14:35 فیلم انتخاباتی:
پاسخ آقای جلیلی «این نیست که مثلا اگر در اینجا ما الان در این کشور هستیم شما ببینین تو این کشور مثلا اینها مثلا وزارت خونشون مثلا چی داره ما بگیم نه مثلا ما برعکسش داریم نه همینه دیگه بالاخره مثلا اون اقتضائاتش اینه.»
(نکته: اگر این جمله در فیلم انتخاباتی ایشان نمی آمد و فرضاً در یک بحث زنده شنیده می شد، اینقدر جای خرده گیری نبود.)
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:36 توسط مهدی صدفی
|
هدف اصلی این وبلاگ، آشنایی با نظرات شیخ اکبر نیست، با اینکه به بخشی اعظمی از آن می پردازد. بلکه هدف آشنایی با روح شیخ اکبر، با زبان و شیوه کسی است که مدتها شاگردی کلام او را کرده است. گویی می خواهد شیخ را در حدود مختلف متعین کند، تا کسی بی بهره نماند. اما تعین شیخ، از آن جهت که او را سزاست، در بند ذات اوست.