قدر ابن عربی
علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری از بزرگان فلسفه اسلامی هستند. در فیلسوف بودن علامه کمتر کسی شک دارد و از برخی اساتید فلسفه نیز شنیده ام که استاد مطهری را نیز فیلسوف می دانند. به نظر بنده این دو بزرگوار علاقه زیادی به عرفان ابن عربی نداشته اند و کمتر می توان در آثار این دو تأثیر معتنابهی از آراء ابن عربی یافت. امروز در جایی دیدم که از قول استاد مطهری در شرح مبسوط منظومه ج1 ص 239 آمده است:
«اصلا بعضی ها (مثل ملاصدرا) در مقابل احدی به اندازه ی محیی الدین خضوع ندارند؛ یعنی ملاصدرا امثال بوعلی سینا را در مقابل محیی الدین به هیچ می شمارد؛ یا مثلا علامه ی طباطبائی معتقدند كه اصلا در اسلام هیچ كس نتوانسته است یك سطر مانند محیی الدین بیاورد.»
بنده که در عرفان ابن عربی مطالعاتی داشتم و از کتاب های فیلسوفان مسلمان نیز بی بهره نبوده ام بعید می دانم حرف این دو بزرگوار اغراق باشد و از عمق نهان تأسف می خورم -با علاقه ی وافری که دارم- چرا عمر خود را یکسره وقف عرفان ابن عربی نکرده ام.
هدف اصلی این وبلاگ، آشنایی با نظرات شیخ اکبر نیست، با اینکه به بخشی اعظمی از آن می پردازد. بلکه هدف آشنایی با روح شیخ اکبر، با زبان و شیوه کسی است که مدتها شاگردی کلام او را کرده است. گویی می خواهد شیخ را در حدود مختلف متعین کند، تا کسی بی بهره نماند. اما تعین شیخ، از آن جهت که او را سزاست، در بند ذات اوست.