طریق الحق
به نام خدا
سه طبقه رو بهتر ینجا مورد بحث قرار بدیم. شاید تمام کسانی که در مسیر هستند یا می خواهند باشند رو بشه در این سه طبقه جای داد:
۱. کسانی هستند که علاقه مند مباحث عرفانی هستند و با مطالعه و تحقیق و عقل ورزی سعی در درک معارف الهی دارند. اینها رو اکه ازشون واقعا جویای شویم که می خواهند جز عرفای بزرگ بشوند و نیک که به درون خود بنگرند بیشتر خواهان معرفت عقلی عرفان تا دستیابی به مقامات هستند.
این گروه مطالعه و تحقیق می کنند و رفتار خود را به آنها نزدیک می کنند. این گروه به خاطر علاقه ای که دارند خداوند از نفحات خود بر آنها می بارد و از همین عقل ورزی درهای فهم بعضی از معارف را برآنها گشاده می کند. آنها هم خوشنود می گردند و در میان مردم به وعظ و گفتار می پردازند و طلب بزرگمنشی می کنند. امروزه این دسته فراوانند و در دانشگاه و حوزه های علمیه به وعظ و گفتار عرفانی می پردازند. اینها صاحب نفس هستند و هنوز به بندگی حق در نیامده اند و بوی از دریای منن الهی نبرده اند و به اندک تجلی حق به خود بزرگوار و بزرگمنش گردیدند. ایبته بعضی از اینها در فهم معارف بر طریق صحیحی هستند و آنچه می گویند بر محور حق است. از این دسته در عرفان می توان ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی و ابن فناری و .... نام برد و آینها اوج این طریقند. کسانی مثل استاد آشتیانی و دیگر معاصرین از این طریقند. اما امید است بخاطرحب آنها به معرف الهی خداوند ایشان را موفق بدارد و از این گروهند کسانی که با اندک تجلی حق بزرگمنش گردیدند و طریق الهی و داستانهای اولیا را طریقی برای ریاست قرار دادند و عرفان را کجا و ریاست کجا! اینها بیشترین تعداد را در مسیر عرفان دارند.
۲. کسانی هستند که در ابتدا مجذوب حق گردیدند و او را حق دیدند و تجلیات الهی پی در پی بر آنها وزیدن گرفت و در ابتدا واصل گردیدند. اینها به تحقیق مجذوبین بودند و واصلون و دروازه شهود از همان ابتدا بر اینها باز بود و از اینان است عبدالله بن سهل که به گفته ابن عربی در ۶ سالگی قلب او در مقام سجده بود. اینها واصلون مجذوب هستند و نفس و عقل بر آنها حکم فرما نیست و حکم حکمِ حق است. اینها قلیلند.
۳. کسانی هستند که اهل مجاهده اند و در طریق الهی بواسطه دعوت حق در حرکتند و و همیشه او را می طلبند. اهل تحقیقند و مطالعه و کوشش. اینها از گروه اول بیشترند.
بهترین گروه اولیا الهی در اول صاحب مشاهده نبوده اند و اهل کوشش بوده اند. ولی مجذوب او نیز بوده اند و این کوشش را دخلی در رسیدن نمی دانستند. اینها راه را بواسطه تحقیق و جذب الهی هر دو آموخته اند. شاید بعد از ۴۰ سالگی صاحب شهود شده باشند اما بواسطه شدت علاقه و حب الهی طریق را رها نکرده و بسوی او در حرکت بودند. ابن عربی و جنید و .... بایزید را از بزرکان عرفا دانسته اند که در درجه اول این آسمان است. با یزید گوید: در ۷۳ سالگی که ۳ ساله شده ام و سالهای عدم وصال مطلق را در عمر خود نیارد.
ابن عربی از قول یکی از عرفا گوید در ابتدای فتوحات: که از او پرسیدند: بچه رسیدی به آنچه رسیدی؟ گوید: به نشستن ۳۰ سال زیر آن سایه.
----
اما پاسخ این سوال که:
"يعني صفات خدا را چطوري بهش مي رسيم اگه عقل را کنار بذاريم ؟
اگر مي خواين بگين از راه شهود عرفاني خب اين چيزي نيست که به اين راحتي ها براي همه امکان پذير باشه ..ما که به اون درجه نرسيديم چي؟"
راه گروه اول فقط عقلانیت است که البته عقل نیز بکار آید و مطالعه و .... وگرنه این کتب فراوان را برای که نوشته اند؟
اما لازم نیست با توجه به گفته های پیشین که اهل شهود بود. باید اهل حرکت بود. و در درجه اول باید خواست؟
اما طریق عقل ورزی نیست و عقل ورزی عرفانی همان فلسفه متعالی است اما عرفان نیست.
پس طریق:
طریق در یک جمله گفته مولاناست که تمام حرف را زده و اگر این جمله را به خود بارها گوییم فهمیده آید که:
در تضرع کوش و در افنای خویش-----------از تفکر جز صور ناید به پیش
بله کتاب خواندن و تفکر و عقل ورزی راهی ندارد و اگر هم راهی برای صاحبان آن آید باز به این است که می فهمند که با این همه جمع مطالب عرفانی به جایی نرسیدیم و در تضرع و ضعف و عجز می افتند و چون شکنند نفحات الهی و علوم بر دلهای آنها بارد. پس حتی برای گروه اول هم علم حقیقی باز به همبن طریق است.
ابن عربی نیز تنها یک راه را می داند و آن
خالی کردن قلب است از ماسوی الهی و فقط همین.
و طریق نیز چنان که ابن عربی در مواقع النجوم و مطالع اهله الاسرار و العلوم گوید این است که :
چشم و گوش و زبان و فکر و دست و پا و فرج و قلب را از آنچه غیر حق است به اندازه توان خالی کنیم.
طریق دوم آنچنان که در باب ۵۳ فتوحات گوید و همچنین در رساله حلیه الابدال این است که ۴ چیز را مراقبت کنیم:
۱. عزلت ۲. خلوت ۳. جوع (کم خوری) ۴. سهر (کم خوابی)
و البته هر سه گروه سعی در اجرای اینها دارند حال کم یا زیاد اما به اندازه انجام آن بهره مندند.
دوست من! واقعا شما را اهل درد این دانم و با استعداد. پس تمام خیر را خواستم. و مطلب را کامل توضیح دادم.
به تحقیق که خداوند است فقط که حق گوید و همو فقط به طریق هدایت کند.
هدف اصلی این وبلاگ، آشنایی با نظرات شیخ اکبر نیست، با اینکه به بخشی اعظمی از آن می پردازد. بلکه هدف آشنایی با روح شیخ اکبر، با زبان و شیوه کسی است که مدتها شاگردی کلام او را کرده است. گویی می خواهد شیخ را در حدود مختلف متعین کند، تا کسی بی بهره نماند. اما تعین شیخ، از آن جهت که او را سزاست، در بند ذات اوست.