رویت الهی
من رأی الله تعالی فی الأشیاء فقد استراح
(کسیکه الله تعالی را در اشیاء مشاهده کرد به تحقیق به راحتی رسیده است.)
ابن عربی. کتاب المعرفه
تبیین
انسان در مشاهده عالم همیشه خواهان دستیابی به کنه معارف اشیاست و نادانسته یا دانسته بسمت علت تحقق شیء و ظهور امر در حرکت است. غیر علمای بالله دیگران به علت ندانستن کنه مطلب همیشه از کون و هستی و امری بسوی کون و امری دیگر در حرکتند و خواهان این هستند که علم به کون دیگر می تواند آنها را بر سر مطلب آگاه سازد اما این تلاش پایانی ندارد و آگاهی دوباره عالم جدیدی را بر آنها گشوده می کند که عطش آنها را افزون می سازد. تا اینکه حقیقت امر بر آنها تجلی کند و موضوع را آنچنان که بر آن است بدانند و این نیست مگر علم بالله و مشاهده ظهور حق تعالی در اکوان.
ابن عربی می گوید:
و ما ثم الا الله و الکون حادث و ما ثم الا الکون و الله ظاهر
(ثم به فتح ثاء و فتح و تشدید میم بمعنی آنجا)
نیست اینجا مگر الله و اکوان حادث و از بین رفتنی هستند و نیست اینجا مگر اکوان و الله است که ظاهر شده است.
پس در این مرحله اکوان را٬ نابود شده و الله را ظاهر در آنها می بیند. اینجاست که بایزید گوید به مرحله ای رسیدم که همه را مرده دیدم و چهار تکبیر بر آنها زدم و اینجاست که انسان به آرامش می رسد و دیگر هر کونی از اکوان تجلی و ظهوری از جناب محبوب است وسر اشیاء بر او واضح شده و به راحتی رسیده است.
هدف اصلی این وبلاگ، آشنایی با نظرات شیخ اکبر نیست، با اینکه به بخشی اعظمی از آن می پردازد. بلکه هدف آشنایی با روح شیخ اکبر، با زبان و شیوه کسی است که مدتها شاگردی کلام او را کرده است. گویی می خواهد شیخ را در حدود مختلف متعین کند، تا کسی بی بهره نماند. اما تعین شیخ، از آن جهت که او را سزاست، در بند ذات اوست.