بسم الله الرحمن الرحیم

 

ابن عربی در باب صوم (روزه) فتوحات مکیه پس از بررسی انواع روزه انبیاء- که چه شکلی بوده- به این نتیجه می رسد که :

« بهترین روزه و معتدل ترین روزه، صوم یک روز درباره خودت و صوم یک روز درباره پروردگارت و بین آن دو افطار کردن یک روز می باشد. و آن بزرگترین مجاهده با نفس است و متعادلترین در حکم (مثل روزه داود علیه السلام)...

و چون برخی از آنان معتقد بودند که حق خدا سزاوار تر است نظر به تساوی آنچه که مال خداست و آنچه که مال بنده است نداشتند، لذا دو روز روزه میداشتند و یک روز افطار. این روزه مریم علیها السلام است، چون می دید مردان یک درجه بر او برتری دارند، گفت که باشد که این روز دوم روزه را در مقابل آن درجه قرار دهم و این گونه هم بود. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره اش شهادت به کمال داد، همانگونه که درباره مردان داد و مریم چون دید شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است، گفت روزه داشتن دو روز من بمنزله یک روز مرد است، لذا با این، مقام مردان را حایز گشت و در فضیلت روزه با داود علیه السلام برابر گردید. همین طور هر کس نفسش بر او غلبه دارد همانگونه که مریم با نفسش معامله کرد، معامله کند تا ملحق به عقل گردد. این اشاره ای نکو و لطیف است، برای آنکس که آن را می فهمد و ادراک می نماید.»

 

نکات:

(1)  برای نفس راحت تر است که هر روز را روزه بگیرد تا اینکه روز درمیان باشد. چون روزه گرفتن برایش عادی می شود و خود نفس بیشتر خواهان این است که روزه گرفته نشود. پس اگر یک روز روزه گرفته شود و یک روز گرفته نشود هم حق نفس و هم حق پروردگار رعایت شده است. با اینکه بر نفس هم سختی بیشتری از دوام روزه است که باعث رجوع به حق با ملاحظه و اختیار نفس می شود.

 

(2)  بسیاری از اهل شناخت سعی دارند که نفس را بکشند و فانی کنند. اما نفس هم حقی دارد که اگر بدان نپردازند هم سرکشی می کند وهم ظلم به نفس می باشد. خداوند نیز در حدیث قدسی سوره حمد را بین خود و بنده اش قسمت کرد و نیمی را از آن خود و نیمی را از آن بنده قرار داد. (نیمه اول برای حق و دوم برای بنده)

 

(3)  عده ای دو روز را روزه می گرفتند و یک روز را افطار که حق خداوند را دو و خود را یک قرار دهند. اما نظر تحقیق همان است که آمد. در حقیقت همه از آن اوست نه یک و نه دو! اما حال که ملاحظه نفس در میان است و وجود آن و مساله الوهیت و اله و مالوه و رب و مربوب و خالق و مخلوق، پس رعایت یک قسمت برای هر یک در این مقام شایسته تر است.

 

(4)  روزه حضرت مریم که دو روز درمیان افطار می کرد قیاسی بود(مساله شهادت زن و مرد) که او بر خود از ناحیه حق و عقل و حقیقیت سلیمش درک کرده بود. پس دو روز روزه می گرفت تا با روزه داود علیه السلام برابری کند.

 

(5)  پیامبر در مورد بعضی زنان شهادت به کمال داده و آن را به مردان ملحق کرده نه از جهت الحاقی که آنها مرد شده اند بلکه بواسطه درجه و برتری که مردان نسبت به زنان دارند و او به مردان ملحق شده است.

 

(6)  در احادیث است که پیامبر، شهادت زنی را به اندازه مردی دانست. و حکم مردان را بر او جاری کرد. شهادت امریست که پیرو عقل است و نباید در آن بهیچ وجه احساسات دخالت داده شود و مطلب دیده  یا شنیده شده عینا باید گفته شود. پس آن زن و همچنین حضرت مریم سلام الله علیها به علت کمال خود در عقل به مردان ملحق شدند. با اینکه خصوصیات زنانه خود را هم داشتند و می توان برای آنها دو ویژگی دانست.

 

(7)  این برتری در احکام (مساله شهادت)  و بالاتر در ذات (مساله الحاق حضرت مریم به مردان در کمال) برای مردان اعتباری است. همانطور که شیخ گفته هر مرد و زنی که نفسش بر او غلبه دارد بهتر است مثل حضرت مریم سلام الله روزه بگیرد تا به عقل ملحق گردد.

 

نتیجه می گیریم که نفس هم جزیی و هم کلی آن نسبت به عقل از درجه شرف کمتری برخوردار است اما این مساله بدان معنا نیست که زن از مرد پایین تر است. بلکه عقل و نفس همانطور که بارها گفته شد در جنس مرد و زن بترتیب غلبه دارد و این بدان معنی نیست که هر فرد مرد از هر فرد زن عاقل تر باشد و یا هر زنی در او از هر مردی، نفس، قوت بیشتری داشته باشد.

این نکته بسیار دقت شود که با توجه به آیه "...و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف، و للرجال علیهن درجه، و الله عزیز حکیم" (228، بقره) مردان را بر زنان درجه ای است  و کمال زن باعث الحاق او به مردان و از بین رفتن درجه می شود و این از بین رفتن درجه منافی آیه نیست چون ملحق به مردان شده و بین مرد از نظر جنسش با خودش (مرد از نظر جنسش) درجه ای نیست. و این الحاق به مردان باعث نمی شود که زن مرد گردد، بلکه درحکم مردان است. اما باعث این شده که عقل او رشد کرده و عاقل تر شده است.

 

مدیر محترم وبلاگ می و نی!

جدا از مطلبی که نوشتید و بحثهای انجام شده توسط شما در وبلاگ بسیار مسرور شدم و درک، فهم و عقل شما ستودنی است. بنده در حاشیه مطلب نوشته شده در این وبلاگ، از خداوند خواهانم که شما را هر چه بیشتر از عقل بهره بدهد ان شاء الله!