بسم الله الرحمن الرحیم

چندی پیش یکی از دوستان سوالی بدین صورت نگاشت:

با عرض سلام
بیش از یکسال است که با وبلاگ شما آشنا هستم و در حد توانایی خودم از آن استفاده میکنم .از شما چند سوال داشتم. یکی در مورد تحصیلات و مطالعات شما در فلسفه و عرفان خصوصا ابن عربی . و دوم این که آیا یک فرد که رشته تخصصی اش فلسفه نیست میتواند با ابن عربی آشنا شود و از آثارش استفاده کند و باید چگونه شروع کند ؟
باتشکر

چون دیدم که این شاید سوال بسیاری از دوستان باشد بدان پاسخ می دهم. امید است که راهگشا و باعث این شود که اگر دوستان علاقه ای بدین مباحث الهی دارند بیش از پیش بر محور آن بگردند.

بنده کوچک لیسانس خود را در زمینه علوم مهندسی گرفته ام ولی بخاطر علاقه ای که به فلسفه و عرفان مخصوصا شیخ اکبر داشته ام در زمان دانشجویی همیشه دقدقه اولم همین آموزش عرفان و شناخت الهی است.

دوستان توجه کنند که تنها شرط ورود به این طریقه الهی علاقه و استعداد است. اینکه مجذوب این گونه بحث ها قرار داده شده باشند. اما بعد از این علاقه باید بکوشند که تا آنجا که توانایی دارند خود را در میان اینگونه علوم قرار دهند. بنده خود در اوان جوانی (حدود ۶ سال پیش) ابتدا با مولانا آشنا شدم. و بشدت مرا تحت سلطه خود در آورد تا اینکه در همان ابتدای ورود به دانشگاه به تدریس مثنوی معنوی در بین علاقه مندان پرداختم. شروح موجود فقط می تواند به اندازه اندکی راهنما باشد و محوریت با درک خود شماست. سپس بوسیله یکی از دوستان از مقام شیخ اکبر و بزرگی مرتبه او در حیرت شدم. تنها کتاب موجود فارسی آن دوره رسایل فارسی شیخ اکبر به تصحیح آقای هروی بود. آن را مقداری خواندم و سپس به خواندن شرح فصوص الحکم آقای حسن زاده پرداختم. بواقع برایم مشکل بود. با اینکه در ابتدا مثنوی با اندکی غور برایم مشخص شده بود اما کلام شیخ اکبر بسیار مشکل بود و می توانم الان بگویم که هیچ نمی فهمیدم.

پس به یادگیری زبان عربی بطور مختصر و عرفای کنونی پرداختم. کتب علامه طهرانی واقعا با محوریت شیخ اکبر به زبان ساده نگاشته شده است. علامه طهرانی بگفته خودش چندین مدت در خدمت عارف بالله سید هاشم حداد بوده که اگر آن زمانها را جمع کنیم دو سال می شود. سید هاشم حداد از بزرگترین عرفایی است که از سلسله علمای بالله ملا حسینقلی همدانی٬ سید احمد کربلایی٬ سید علی قاضی بوده که همه این مردان بواقع در عرفان وحدت وجودی استاد فن بوده اند و اینک بزرگی آنها بیش از پیش بر بنده هویداست. علامه طهرانی کتاب روح مجرد در حالات سید هاشم حداد نگاشته است.

پس به مطالعه کتب علامه طهرانی پرداختم که توصیه می کنم دوستان برای ورود کتاب الله شناسی و روح مجرد را بخوانند. این مرد بزرگ بواقع زبان ساده ابن عربی است.

اما با عنایتی که بنده به اصل متون خود شیخ اکبر دارم ناچار بودم که زبان عربی و اصطلاحات شیخ را بیامورزم. در این میان درس کارشناسی بنده هم تمام شده بود و در مقطع ارشد به تمایل به فلسفه اسلامی نمودم. در مدت یک ماه بیشتر کتب کنکور را خواندم و در کنکور پذیرفته شدم. واقعا فلسفه ( نهایه الحکمه ) به آنچه آموخته بودم نظم بخشید. پس از یادگیری زبان عربی سعی در جمع کتب شیخ کردم و سعی نمودم آن کتب را بخوانم.

البته چندین کتب دیگر شیخ هم در این ضمن به فارسی ترجمه شده بود که از آنها هم بهره بردم. ماههای اول دانشجویی بسیار برای من گران آمد چون دیدم هم استید و هم دانشجویان بدنبال هدفی دیگرند. پس دانشگاه را وداع گفتم و در مدت دو ماهی که در قم بودم به تکمیل زبان عربی و فلسفه و عرفان پرداختم. بواقع در عرفان کسی را نیافتم که بتواند آنطوری که بنده دنبال می گشتم یاری رساند. پس به سوال و پاسخ با بعضی از بزرگان زمان گذراندم. واقعا روح شیخ اکبر مرا بسیار مدد بخشید. روزی به یکی از دوستان می گفتم: بنده در این چند ساله روزی نبوده که به شیخ وقت نگذرانم و اگر این وقت را شاید در خدمت بزرگان و ائمه دین می پرداختم سودی بیشتر داده بود ...

بهار سال پیش بود که یک جمله از کلام شیخ در فتوحات را نمی فهمیدم. هر چه سعی کردم نشد. به این در آن در زدم و بسیار بر محور آن جمله گشتم. حرم حضرت معصومه (س) بود که برای بنده این رخ داد. تا پس از مدتی آن را یافتم. چه بگویم بعد از یافتن آن کلام شیخ برای من روی دیگر نمود. اصلا جور دیگری می فهمیدم و تازه آن موقع فهمیدم که پیش ازین نمی فهمیدم. این را با بعضی در میان نهادم اما آنها این امر را نمی دانستند. پیش خیلی ها رفتم اما بدان اشعار نداشتند. تک و تنها شدم در میان شاگردان شیخ گشتم. بسیاری از آنها این را می دانستند اما بعضی از آنها غافل بودند. واقعا سید احمد کربلایی استاد سید علی قاضی رحمهما الله متصلب در امر بود. واقعا اگر کسی کتاب توحید علمی و عینی را بخواند و بفهمد بدان نکته دست یازیده است. ایشان اعتقاد دارد که ملاصدرا هم آن را نفهمیده است. (ص ۱۱۶ تا ۱۱۸) بواقع هم حق با اوست. والله اعلم

واقعا اگر دوستان می خواهند در چیزی کسب علم کنند باید خود را وقف آن نمایند وگرنه بهره ای نمی برند.

اما همینطور که قبلا هم گفته ام بنده راهی را برای کسی که می خواهد کلام شیخ را بفهمد اینگونه توصیه می کنم:

۱. پرداختن به ادبیات عرفانی همچون کتب حافظ٬ مولانا٬ عطار٬ بایزید٬ جنید و ...

۲. خواندن کتب علامه طهرانی همچون روح مجرد و الله شناسی 

۳. خواندن کتب ساده شیخ مانند همان رسایل فارسی به تصحیح آقای مایل هروی و کتاب ابن عربی آقای دکتر جهانگیری و کتب ساده برای شناخت شیخ و داستانهای فتوحات مکیه و ریاضت سالکین ( شرح باب ۵۳ فتوحات)

۴. خواندن کتاب فلسفه اسلامی که بهتر است بدایه الحکمه باشد. (شرح ۴ جلدی آقای شیروانی یا سی دی آن)

۵. یادگیری زبان عربی

۶. خواندن کتب شاگردان شیخ همچون عبدالرزاق کاشانی ( شرح منازل السایرین) و نفحه الروح و تحفه الفتوح جندی

۷. خواندن ترجمه فارسی فتوحات مکیه ابن عربی بعضی از باب های ساده

۸. خواندن کتاب التدبیرات الالهیه فی اصلاح المملکه الانسانیه٬ کتاب المعرفه٬ کتاب مواقع النجوم و ...

البته نسبت به هر فردی فرق می کند اما بطور کلی نگاشته ام.

این همه گفتیم لیک اندر بسیچ

بی عنایات خدا هیچیم هیچ

بی عنایات حق و خاصان حق

گر ملک باشد سیاهستش ورق

والله یقول الحق و هو یهدی السبیل