تجلی عرفان در صور مختلف کتب شیخ
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی از هنرنماییهای بزرگ شیخ اکبر محیی الدین ابن عربی که از عرفان خاص او و تجلی حق در صور مختلف نشات می گیرد، قرار گیری معارف عرفانی در صورتهای مختلف است. برای نمونه چند نوع ازین صورتهای متکثر و متلون با حقیقت واحد را نام می بریم:
۱. کتاب فصوص الحکم: سیر انسان کامل که در میان سیر و سلوک ۲۷ نبی الهی این حقیقت مشاهده می گرددو هر نبی نشانه یکی از مراحل و حقایق موجود در حقیقت انسانیه است.
۲. کتاب فتوحات مکیه: کتابی دایره المعارفی در کلیه مسایل و مشاهد و منازل عرفانی است و از هر دری بطور مفصل در او سخن بمیان رفته است.
۳. کتاب انشاء الدوایر: که شیخ حقایق الهیه را در اشکال به بند کشیده و چون اشکال مطبوع طبیعت انسان است بسیار زیبا آنها را درک می نماید.
۴. کتاب التدبیرات الالهیه فی اصلاح المملکه الانسانیه : بر محور رساله حکیم ارسطو به اسکندر به نگارش دست زده و در آن برخلاف ارسطو به حکومت و سیاست مورد نظر سیاست اصلاح مملکت نفس انسانی است.
۵. کتاب ترجمان الاشواق : که شیخ معارف عرفانی را در قالب اشعار عاشقانه ریخته و به علت مشکل بودن درک آن خود بر آن شرح زده است که به نام ذخایر الاعلاق مشهور است.
۶. کتاب مواقع النجوم و مطالع اهلۀ الاسرار و العلوم : که شیخ بر محور فلکیات و مواقع نجوم معارف سلوکی خود را منظم کرده است که از بخش های هشت تایی تشکیل شده است.
۷. کتاب لا یعول علیه ( آنچه بر آنها نمی توان در سلوک تکیه کرد. ): در این کتاب مسایل سلوکی را در قالب جملات کوتاه و پر مغز آورده است که می توان با توجه به حجم چند صفحه ای کتاب، آن را دایره المعارفی برای سالک و واصل دانست ...
قصد داریم از کتاب لا یعول علیه شیخ مطالب را گفته و به شرح آنها دست اندازیم. امید که قبول مردم صاحب نظر شود.
شیخ اکبر در رساله " لا یعول علیه " می گوید:
۱. الصبر إذا لم تشك فيه إلى الله فلا تعول عليه.
۲. الصبر إذا لم تسمع فيه شكوى الحق بعباده إليه بما أوذي به لا يعوَّل عليه.
شرح:
شیخ در قسمت اول می گوید که : صبر را اگر در او شکایتی بسوی خدا نباشد، نمی توان بر آن تکیه کرد. سپس در تکمیل و شناخت این سخن او به گفته دیگرش تمسک می جوییم که : اگر در این صبر شکوای حق بوسیله عبادش بسوی او، به آنچه که به حق، اذیت شده اند، شنیده نشود نمی توان بر آن تکیه کرد.
منظور شیخ از این گفته این است که بنده سالک در طریق حق بطور عام می بیند که در مسیر سلوکی او همیشه آزارهایی متوجه او هستند که این آزارها را حق تعالی در مسیر او نهاده تا پخته و متوجه حق شود و سالک را سزاوار است که بر آنها صبر نماید. آنچنان که در حدیث داوود علیه السلام است که خداوندا بدنم را به سختی ها رام تو کردم قلبم را به چه رام کنم. گفت به غم . و لازم است که سالک براین غم و گرفتاریها صبر نماید اما آنچه شیخ اکبر در این مساله می خواهد عنوان نماید این است که :
صبر باید در او شکایت به حق دیده شود آنچنان که در فتوحات در تعریف صبر می گوید که صبر آن است که در او به حق شکایت برده شود نه به خلق. پس همانطور که از اجزای لاینفک صبر عدم شکایت به خلق است، همانطور شکایت بردن به حق است. پس صابر را سزاوار است که از شداید و مصائبی که بر او وارد می شود بسوی حق بنالد و شکایت کند و حق دوست می دارد که بنده اش بدو شکایت کند و این اوج رابطه بنده نوازی او و از نوع شکایتهای محب به محبوب است. همانطور که در حدیث صحیح است که خداوند بواسطه همین استماع شکایات سختی را برطرف نکرده و این امر را بسیار دوست می دارد.
پس اگر صابر شداید را تحمل کند و شرم از شکایت داشته باشد او به تحقیق جاهل به مرتبه صبرو مقام خداوندی است و او بواقع صابر نمی باشد و از تعریف صبر خارج شده و باری را بر دوش می کشد که مزدی ندارد.
پس بر سالک شایسته است که به زبانها مختلف از بلا و مصائب و شدایدی که بر او وارد می شود بنالد و با این شکایت رابطه محبت را مستحکم نماید. و عارف می داند که فلسفه این شداید همین است و اگر شکایت بدو نبرد، لسان باطن او خود بخود حدیث نفس کرده و منکر رابطه شداید با حق شده و کافر بحق و در حجابی بزرگ می باشد. الله اعلم.
هدف اصلی این وبلاگ، آشنایی با نظرات شیخ اکبر نیست، با اینکه به بخشی اعظمی از آن می پردازد. بلکه هدف آشنایی با روح شیخ اکبر، با زبان و شیوه کسی است که مدتها شاگردی کلام او را کرده است. گویی می خواهد شیخ را در حدود مختلف متعین کند، تا کسی بی بهره نماند. اما تعین شیخ، از آن جهت که او را سزاست، در بند ذات اوست.